اطلاعات نمایشگاه

آرت-اکو همواره به دنبال بسط پایه‌های فرهنگی-هنری و تقویت آن در حیطه‌ی خارج از مرکزبوده ، چنانچه میدانیم ؛ تمرکز گالریهای هنری ، هنرمندان ، نمایشگاهها ، چیدمان‌ها، پرفورمنس‌ها ، حراجی‌ها و دوسالانه‌ها و آرت‌ فرها و حتی نگرش هنری و همینطور خرید و فروش آثار هنری و پدیده‌ی کولکتور هنری و امثالهم ، مفاهیمی هستند که در پایتخت بیشتر شاهدشان هستیم.

اما امروزه،در میان فعالان هنری شهرستانها‌ی کشور ، گالریها و بنگاههای فرهنگی-هنری‌ای را می بینیم که در زمینه‌ی مشارکتها و فعالیتها و کانسپتهای هنری که ارائه کرده‌اند بسیار پیشرو عمل میکنند ، شهرستانهای ؛ اصفهان،شیراز ، تبریز و عمده شهرستانهای شمالی کشور،از جمله‌ی این مراکز به شمار میروند که امروزه این ترقی نگاه و جریان‌های هنری، در میان بنگاههای هنریشان به کرات به چشم میخورد.

گزارش نمایشگاه

یکی از این مراکز، استان رفسنجان در شمال غرب کرمان با وسعتی حدود ۷۰۰۰ کیلومتر مربع و باغ‌های پسته‌ی فراوان است.

وجود اقشار مرفه در این شهرستان که از توان مالی و ارتباطاتشان در جهت رشد فرهنگ و هنر، نه فقط در این استان که در گستره‌ی کشور، بهره میبرند ، سبب شد که همکاری آرت-اکو با مجموعه‌ی عام‌المنفعه و فرهنگی-هنری خجسته (آگاه) به مدیریت خانواده‌ی بزرگ و اصیلی چون خاندان آگاه ، از طریق واسطه‌ای چون خانم کریمی که از مسائل اقتصادی و وضعیت فرهنگی-هنری رفسنجان آگاهی داشت ، شکل بگیرد.

به این ترتیب مثلث شکل گرفته، یعنی گالری و گروه فرهنگی-هنری آرت-اکو با مدیریت ارشیا هوشمند و مشاوره‌های هنری جلال‌الدین مشمولی ، از یک سو، مکاتبات و پیگیریهای خانم کریمی از شرکت واردات و صادرات پسته‌ی مجد ، از سوی دیگر ، و تلاشها و سرمایه‌گذاری مالی و معنوی گالری رعنا به مدیریت رعنا بخشی ، که زیر نظر مجموعه‌ی خجسته و جناب آگاه فعالیت دارند هم از طرف دیگر ، موجبات برگزاری نمایشگاه «دوردست» را در آذر ماه ۱۴۰۲ در شهرستان رفسنجان فراهم آورد.

پر واضح است که چنین مهمی بدون همکاری و همیاری هنرمندان و اساتید آن،امکانپذیر نبود،بزرگانی چون؛ رضوان صادق‌زاده-جلال‌الدین مشمولی-علیرضا آدم‌بکان-اوژن شیراوژن-مینا سبزی-فیروزه بختیاری-حسین خوشرفتار و سهیلا آهنگری، که در لحظه لحظه‌ی این مسیر یارای ما بودند و با فداکاری بی وصف خود باعث شدند پروژه‌ی مذکور به نحو احسنت اجرا گردد.

کانسپت این نمایشگاه هم با توجه به دغدغه‌ای معاصر چون محیط زیست، و نقطه نظرهای متمایز هرکدام از هنرمندان به این مهم، و جهتگیری‌های منتقدانه و یا بعضا  توصیف‌گونه‌ی آنها ، سبب شد که، نه به نظر شخص ما،که به  گفته‌ی منتقدین و اهل قلم و هنر، و همینطور مخاطبین بی سابقه‌ی این رویداد که از راههای دور برای دیدن آمده بودند، نمایشگاهی در خور و بی سابقه باشد.

ناگفته نماند که پشتیبانی شهرداری کرمان و رفسنجان ، نیز در پیشبرد این پروژه‌ی بسیار اثرگذار بود،آنها با استفاده از بنرهایی که در سطح شهر برپا کردند و اطلاع‌رسانی در روزنامه‌ها و جراید محلی ، و دعوت از رؤسا و مسئولین برای شرکت در افتتاحیه‌ی نمایشگاه ، در این مهم یارای ما بودند. 

 بازخورد نمایشگاه رفسنجان؛ 

آنچه کل گروه برگزارکننده ، با توجه به محتوای ارائه شده در پروپوزال ،به عنوان بازخورد پروژه،در پی آن بودند،شامل؛

الف:تیراژ بالای مخاطبین نمایشگاه به صورت حضوری و فیزیکال و همچنین بازخوردهای بالا در سطح فضای مجازی

به علت پاره‌ای از مسائل و لزوم دعوت عده‌ای از مسئولین،نیاز شد که شب قبل از افتتاحیه،تحت عنوان شب vip ،برگزار گردد،تا مهمانان خاص در آن روز،از نمایشگاه دیدن کنند.

نمایش

اما تبلیغات ناشی از هیجانات برخی از عوامل گروه و برخی هنرمندان،همینطور اخبار دست به دست چرخیده‌ای که در میان کارکنان ریز و درشت مجموعه شکل گرفته بود، از یک سو ، و کنسرت زنده‌ای از یک گروه موسیقی حرفه‌ای که ارائه‌ای پاپ و بعضا تلفیقی سنتی و راک داشت، در فضای آمفی تاتر مجموعه‌ی خجسته در همان شب vip، در حال برگزاری بود نیز از سوی دیگر ، باعث شد که سیل عظیمی از بازدیدکنندگان را در شب قبل از افتتاحیه ،به سالن برگزاری نمایشگاه در گالری رعنا،واقع در مجموعه‌ی خجسته بکشاند.

مسلما میزان علاقه و رضایت مخاطبین در حدی بود که عکسها و تعاریف آنها در سطح فضای مجازی،در همان شب،به اضافه‌ی تبلیغات گسترده‌ی شهرداری استان و همچنین تبلیغات گروه برگزارکننده ، سبب شد که جمعیتی بیش از آنچه در شب vip،شاهدش بودیم ، در شب افتتاحیه حضور یابند.

ناگفته نماند که استقبال مخاطبین تنها معطوف به آن دو شب نبود و هنردوستان حتی از کرمان،یزد،اصفهان و … نیز مسافتهای ۲ الی ۵ ساعته را طی کرده بودند تا بتوانند از این نمایشگاه ۱۰ روزه،دیدن کنند، حتی این نمایشگاه ، مخاطبین خارجی ، نظیر چینی و … هم داشت که خود این مسئله برای گروه برگزارکننده جالب توجه بود.

ب- میزان فروش:

آنچه برای گروه نگران کننده بود این بود که به علت عدم آگاهی یا کم بودن آگاهی مردم ،نسبت به بازار هنر و ارزش افزوده‌ی آثار هنری(که البته این کمترین دلیل برای حضور یک فرد در بازار آثار هنری به شمار می‌رود چون مسائلی مانند علاقمندی و ارزش دیداری و زیبایی شناختی یک قطعه‌ی هنری بسی مهمتر از ارزش مادی آن است)ممکن بود این میزان تلاش در جهت برگزاری چنین نمایشگاهی ، از نظر اقتصادی،با شکست مواجه شود،خصوصا اینکه این اطلاع‌رسانی نسبت به آثار هنری و ارزش  آن، در سطح شهرستان‌ها بسیار کمتر از پایتخت ،صورت گرفته است. 

گروه برای پیشگیری از بروز چنین مشکلاتی ،با بهره‌گیری از اسپانسرها و حامیان مالی نظیر ؛ «پسته‌ی مجد»،«مجموعه‌ی خجسته»،«مجموعه‌ی رستوران»،«شهرداری رفسنجان» و کمکهای بی دریغ خانواده‌ی آگاه،سعی کرد تا مدیریت بحران کرده و ریسک اقتصادی این پروژه را به حداقل برساند. 

اما با وجود این تلاشها،آنچه گروه با آن مواجه شد دیدنی بود، در جریان برگزاری،با مخاطبینی برخورد داشتیم که نه تنها علاقمند هنر و آثار هنری بودند بلکه خود کلکسیونرهایی به جرأت بی نقص بودند و آثاری در مجموعه‌ی این افراد دیدیم که نظیرشان را در کلکسیون بهترین کولکتورهای پایتخت دیده بودیم.

نتیجه اینکه نیمی از آثار ،بدون اینکه تلاشی برای فروششان صورت گیرد، خریداری شدند،آن هم در همان روزهای ابتدایی نمایشگاه!!! 

ج- اعطای امکانات:

گروه در نظر داشت که از طریق آوردن هنرمندان نمایشگاه به رفسنجان،علاوه براینکه آنها را با هنرهای مختلف این شهرستان نظیر معماری آن، هنر دست پته بافان و سایر هنرهای سنتی دیگر رفسنجان ، آشنا کند، به این طریق، مسیر آمدن هنرمندان پایتخت به رفسنجان و بهره‌گیری از فضاهای فرهنگی-هنری-تفریحی این شهرستان، نظیر همین مجموعه‌ی خجسته(آگاه) را نیز هموار سازد.

از طرفی حضور هنرمندان در شب افتتاحیه و شب قبل آن و مکالمات و کانکشنهایی که بین آنها و مخاطبین آثار آنها در شهرستان رفسنجان ،شکل می‌گرفت،میتوانست اثرگذاری بسیار مثبتی روی بالا بردن سطح فرهنگی و هنر دوستی مخاطبین و حتی میزان خرید آثار بگذارد.

به این ترتیب قرار شد که امکانات سفر هنرمندان به رفسنجان و شرایط سکنی و برنامه‌های خاصی به مدت ۳ الی ۴ روز توسط گروه برگزاری و گالری رعنا فراهم گردد.

پرواضح است که همیشه بین آنچه برنامه‌ریزی میشود با آنچه در حین اجرا شاهدش هستیم تمایزاتی وجود دارد،بعضا کوتاهی ها از سمت هر کدام از طرفین و یا اتفاقات ناگهانی نظیر نبود بلیط یا پر بودن هتلها و یا زمانبندی‌های نامناسب و سایر مشکلات متفرقه باعث شد همه چیز بی نقص نباشد.

اما القصه،تلاشهای گروه و فداکاریها و همکاریهای هنرمندان و محبتی که میان تک تک اعضا ،چه برگزارکننده ،چه هنرمند ، چه تدارکات ، چه …. جریان داشت موجب شد این مهم، به بار بنشیند.

۳- نتیجه‌ی برگزاری نمایشگاه رفسنجان:

نتیجه‌ی برگزاری اینچنین نمایشگاههایی را میتوان از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار داد که در اینجا به چند مورد کفایت میکنیم:

۱) همکاری بین گالریهای پایتخت و گالریهای خارج از مرکز

۲) آشنایی هنرمندان و گالری های پایتخت با امکانات هنری و فرهنگی شهرستانها و بهره بردن از این امکانات،در عین حال تعاملهای فرهنگی ما بین نهادهای هنری پایتخت با شهرستان‌ها و هنرمندان پایتخت با هنرمندان شهرستانها

۳)بالا بردن سطح فرهنگی مراکز خارج از پایتخت از نظر امکانات هنری ، هنرمند، مخاطب هنری ، برگزاری نمایشگاهها و پرفورمنس‌ها و چیدمان‌ها و ….

۴) بهره بردن از استعدادهای بالقوه‌ی خارج از مرکز ، در زمینه‌ی هنرمندان ، حتی کلکسیونرها و افراد هنردوست و اهل فرهنگ

۵) به طور کل، بسط امکانات و فعالیتهای فرهنگی و بسترسازی مناسب برای انجام کنش‌های هنری ، در سطح تمامی شهرستانهای کشور

اما نظر شما چیست؟چه نتایج دیگری را میتوان ، از این تعامل‌های فرهنگی و هنری ، مابین پایتخت و خارج از مرکز، بدست آورد؟!

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.